تبليغاتX
سينمايي هاي من
يادداشت هاي سينمايي بهروز. سينماي جهان و سينماي ايران.

از خشایارشای نیمه لخت هالیوود شنیده بودم و از شهوترانی و زنبارگی و حتی شاهدبازی اش. شاید فقط در 300 که ندیده ام آن گونه است که می‌گویند. اما شوش‌ای که در یک ‌شب با شاه به نمایش درآمده است بیشتر یادآور هزار و یک شب است و شب های بغداد و شام و البته کاخ‌ها و باغ‌ها و لباس‌های زیبا و رنگارنگ هندی! اما داستان استر را دبیر تاریخ‌مان تقریبا با همین قیافه تعریف کرده بود، سال‌ها پیش از این فیلم. عظمت هخامنشیان را ولی تا به حال به این زیبایی ندیده بودم. با آن کاخ‌ها و شهرهای زیبا و آن نقشه‌ی میدان جنگ‌آوران و آن ترانه‌ی زیبای فارسی بار عام‌اش. عقل ایرانی در چهره‌ی سالخورده‌ی عمر شریف. و زیبا پرستی ایرانی در کمال زیبایی سبزه‌گون استر، ملکه‌ی یهودی‌مان.

imdb

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 19:8  توسط بهروز  | 

               

ببین انسان چقدر می‌تواند تنها باشد. انسانی که ولخرجی می کند، همیشه می‌خندد و ملکه‌ی خوبی هم هست. چند روز پیش که ملکه (queen) را می‌دیدم تنهایی ملکه به دلیل بزرگی اش به نظر می‌رسید / به دلیل عظمتش. اما ماری آنتوانت سوفیا کاپولا را تنهایی اش قورت داده بود. همه چی‌اش از تنهایی بود. باغچه اش، غروب و طلوع خورشید کسل کننده‌ی هر روزش و معشوقش. همه نماد تنهایی بزرگ بزرگترین زن فرانسه بود. وقتی روی چمن ها دراز کشیده بود با طره مویش بازی می‌کرد، یا در قایق روی دریاچه‌ی آرام و همه‌ی شب ها و روز های ورسای. در این باره با معشوقه پادشاه برابری می‌کرد، در تنهایی محتوم زنانه اش. ماری آنتوانت اقتباس جالبی است. انتزاعی از عمومی‌ترین رویداد و ملکه‌ی فرانسه.

اما در باره دوست عزیزم لویی شانزدهم، باید اعتراف کنم پادشاه ناکامی بود.

 

پ.ن: مکالمه‌ای هست در فیلم بین دو تن از ساکنین ورسای که درباره رابطه ملکه و افسر سوئدی صحبت می‌کنند. زن جواب می‌دهد: رابطه‌شون به وظایف سلطنتی ملکه ربطی نداره، کاملا شخصیه.

imdb

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 14:48  توسط بهروز  | 

              

همین طوریش هم از این بابا، مل گیبسون، خوشم میاد. برا خودش نظری، چیزی داره. فکرشم نمی‌کردم آخرالزمانش این قدر قوی باشه. تاثیر گذار بود. البته سعی می‌کنم از این همه لختی بودنشون – بخون سکسی بودن شون- پرهیز کنم. به خصوص اون زایمان بینهایتش. نمی‌دونم از نظر پزشکی ایرادی داشت یا نه ولی به حد کافی حماسی بود. حالا گیریم بعضیا پیوند زدن پیروزی پسر ببر رو با ورود رنگ پریده‌های متجاوز مسیحی‌صفت نپسندن. من برداشت خودمو می‌کنم. به نظرم دقیقا آخرالزمان بود. ادیسه فضایی کوبریک هم دقیقا همین تلاقی دو تمدن ../ یا تولد ماوراالطبیعی شو می‌خواد تصویر کنه/ توضیحی براش پیدا کنه. اما این فیلم مل گیبسون هم مثل خیلی‌های دیگش از حرفای دیگران گفتنی‌تره/ دیدنی تره.

imdb

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 14:36  توسط بهروز  |