
از این جیمز باند خیلی تعریف کرده اند، که جم باند ترین جم باندهاست بعد از شون کانری. ما که از این فیلم دومش خیلی استقبال نکردیم. یکمش را هم که کلهم تحویل نگرفته بودیم. یک مشت گذشت و خاک خورد و نمی دانم کجا انداخته ام اش. خیلی از از تب و تاب افتادن اش تعریف کرده بودند و انسانی تر بودنش و البته ناامیدی ای که در طول فیلم با اوست تا انتها که گردنبند محبوب از دست رفته اش در نسخه قبلی را که من ندیده ام که چگونه به نامردی از دست داده است و حالا فقط پر از کینه ی شخصی ای است که درونش را می خلد تا کی انتقام بگیراند- می اندازد توی برف ها!-. حالا چرا تا زمان انتقام آن کارهای دیگر را انجام می دهد من هم در عجبم. اگر سکانس آخر را می کشیدند می آوردند سکانس دوم می گذاشتند و مابقی را کلهم حذف می کردند هم چیزی از ایشان کاسته نمی گردید! تازه آن هم چه انتقام گرفتنی، چیزی در مایه های زکّی!
پوستر خوبی هم برایش انتخاب کرده اند فقط سایه ای از جیمزباند باقی مانده است.
باور نمی کردم که پس از سالها از تماشای سه گانه رمبوی استالونه اینقدر خوشم بیاید. همان قهرمان به شدت آمریکایی که این همه به سخره گرفته بودیمش حالا یکی از اسطوره های سینمای امریکا (بخوانید هالیوود) است. باید اعتراف کنم که به شدت از دیدنش خوشم آمد. نه فقط بخاطر حس نوستالژیکی که نسبت به فضای آن دهه های رویایی امریکا داشتم، بلکه بیش از آن به دلیل اینکه مثل فیلم های این روزها به هیچ وجه سعی نمی کند خودش را ضد هالییوود جابزند. ساختارشکن و چه و چه. هنوز اولین خون را از دوتای بعد دوست تر می دارم، هرچند رمبو 3 که خود استالونه همان طور که دلش میخواسته است پرداخته اش خیلی انسانی تر است.

از این زنک سیگونی ویور بعیده همچین تریلرهایی بازی کنه. البت که سردبیر یه شبکه خبری بودن ... وقتی رئیس جمهورشون جلو چشمشون ترور شد دیدی چه حالی بهشون دست داد! جای بسی شگفتیست. تازه خبر نداشتن جناب رئیس جمبور بدلی بوده، حتی محافظاش نمی دونستن. تف تو ذات این مراکشی های مسلمان تروریست بی پدر مادر که به خودشون هم رحم نمی کنن. این بود انشای من!

هربار بیشتر متأثر می شوم. این بار سه یا چهار بار اشک حلقه شد و بغض گره زد تا وقتی اسکار شیندلر مدیر یهودی کارخانه را در آغوش گرفت و برای یک نفر بیشتری که اگر می توانست نجات دهد اشک ریخت، اشک ریخت و کش آمد تا زیر چانه ام.
هیچ جای فیلم به وضوح آدم سوزی و یهودی سوزی را نشان نداده است این اسپیلبرگ بی پدر و همه در حرف و دودکش و صف یهودیان سرما زده و برهنه خلاصه شده است اما... حرفش را هم زده است. تاریخ نوشته است پدسّگ. باز بگویید هالیوود فلان است و بهمان است. هالیوود این است که دوستش می داریم.