![]()
این همه مادر توی یک فیلم. مادر استپان که مادر هووشم هست و مادر شوهرشم بوده و مادر پسر دوم شوهرشم هست و مادر هنرپیشه محبوب پسرش . مادرای زیاد دیگه ای هم هستن. مادری که به جای مادری درحق دخترش در حق شوهرش فقط مادری می کنه. فاحشه ای که در حق دیگران مادری می کنه چون عادت کرده به خوشحال کردن دیگران. حتی مادری که فیلم رو مادری می کنه، داستانی که نویسندش می میره و یتیم رو دستش میمونه ادامه میده، بزرگ میکنه و به اینجا می رسونه.
فیلم اثر یه ضربه ناگهانی رو داره، که گیجت میکنه. تا به خودت بیای خیلی گیج می زنی. تازه وقتی به خودت میای میبینی یه جوری سنگین شدی. یه چیزی روت نشسته که حتی حرکت خیالت رو کند کرده. گیر می کنی به فیلم. یکی مثل من کم میاره، در برابر این فیلم. دیدی همیشه در برابرت کم میارم؟ همون جوری، سکوت،هوم!