شايد نوشتن در باره ي يك سريال تلويزيوني در اين وبلاگ مناسبت خاصي بطلبد. من بهانه ي اين اتفاق را بازبيني مجدد اين سريال در اين چند روز اخير بواسطه ي cd هاي منتشره سروش در نظر گرفته ...
چرا بهانه بياورم. اين سريال يكي از سريال هايي است كه به چند دليل مورد علاقه خاص من بوده و هست. در مجموع سريالي است كه از بسياري نكات مثبت هنري سود مي برد. عنوان بندي بديع ابتدا و انتهاي آن، موسيقي متن دلنشين و كارا و كاملا در خدمت فيلم اش، بازي هاي عالي و بسيار خوب بازيگران دوست داشتني ام و موضوعي كه به آن پرداخته است در كنار شخصيت هاي جالبي كه كارگردان و نويسنده اثر خلق كرده است همه و همه دست به دست هم داده اند تا يكي از يادگارهاي تاريخ تلويزيون ساخته شود. گذشته از بزرگ نمايي خيانت بسياري از سياسيون دوران مذكور در فيلم و تصوير نفوذ افسانه اي انگلستان و تحت الشعاع قرار دادن مصدق بواسطه پر رنگ كردن كاشاني كه همه و همه از ديد من بسيار غرض ورزانه بوده اند، ساخت بستر مناسب براي خلق شخصيت هاي جالب و بعضا دوست داشتني شايان توجه است.
شخصيت هوشنگ با آن ديالوگ معروفش كه : "به نظر من آدم مي تونه كه، هم عاشق صلابت امام حسين باشه، هم بي اختيار از يزيد خوشش بياد، اين يعني دموكراسي. " و يا عاليجناب پيرايش با آن ديالوگ جالبش كه چكيده ي شخصيتش بود:"ما وكيل ميفرستيم توي مجلس آآ، وكيلم بايد لياقت داشته باشه آآ،...، مردم نبايد بفهمن مجلس مطيعه آآ..." و ساسان ، ساسان عزيز نمونه تمام عيار يك جنتلمن انگليسي سياس. البته زيادند از اين دست شخصيت ها كه به دل مي نشينند، بهادرخان با كله ي پربادش، اديبان با سادگي و روراستي دردسرسازش و از همه پر رنگ تر روحاني شهرستاني كه با بازي تماشايي رضا كيانيان به گمانم از ماندگارترين شخصيت هاي روحاني تاريخ بازيگري خواهد بود. روحاني سالخورده اي كه هم بازاريان سنتي شهر را راضي مي كند و هم خان را از خود نمي رنجاند. مدلي كه در سريال خانه اي در تاريكي بوسيله ي فرهاد اصلاني در نقش مدرس به خوبي تكرار شد. در نهايت بازيگر و شخصيت مورد علاقه من ليلي حاتمي در نقش مستانه پيرايش كه چون هميشه بازي حسي و به قول سينمايي ها زير پوستي! اش علاقه منداني چون من را به شور مي آورد. به خصوص در پلان انتهايي سريال. كبف انگليسي از آن سريال هايي است كه دوست دارم بارها ببينمش.

اين كانال هاي مولتي ويژن هم خوب فيلم هايي به نمايش مي گذارند، ها. آن چند روز كه در آن خراب شده بودم، چند شب رفتم منزل جكي كه تنها بود و تا ديروقت فيلم نگاه كردم. جكي كه زود خوابش مي گرفت. خوب، البته 2-3 كانالش از ساعت 2-3 به بعد تا نزديك صبح فيلم هاي بد-بد نشان ميدهد ولي بقيه كانال ها و در باقي ساعات همه ي كانال ها چند تا فيلم خوب هاليوودي و فرانسوي نشان مي دادند در آن چند روز. از جمله ويلج (داستاني تخيلي و تكان دهنده دارد)، فانوس دريايي(فرانسه)،هوپ اسپرينگز(هاليوودي)، اون مرتيكه آرسن لوپن (اوا گرين هم توش بازي ميكنه) و ... حيف كه من دسترسي ندارم به اين كانالاي خوف.