تبليغاتX
سينمايي هاي من
يادداشت هاي سينمايي بهروز. سينماي جهان و سينماي ايران.

            mirror

گویا قبلاً هم دیده بودمش. یا شاید در خوابی یا جایی دیگر گذری به آن کرده بوده ام. در هر حال آشنا بود. با خود حرف زدن ها و روایت کردن هایش. تنهایی کردن ها. در خود تنیدن های خواب ها و رویاها و خاطراتش.

رویاها را با چنان نورپردازی هایی در تاریکی و روشنایی در آورده است که واقعاً شک می کنی که خواب است یا رویا. یا همان طور که می گوید اثر یک داروی مدهوش گر. در این جهان که همه به گونه ای در آن تنهایند و هردم دست به انتخابی نو برای رهایی/ تو بخوان فرار از این تنهایی می زنند و باز تنها و تنهاترند. این همه اطرافیان، چه واقعی و چه خیالی و در رویایمان، در اطرافمان حرف می زنند و ما با خود تک گویی می کنیم. تو گویی جلوی دوربین یک هنرمند بیمارِ دیگر ایستاده ایم و برای نقشی اتود می زنیم. کات.

imdb

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 18:39  توسط بهروز  |